یاد و خاطره شهدای اسلام گرامی باد
الهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
قالب وبلاگ

چه كسی میگویدكه گرانی اینجاست ؟

دوره ارزانی ست...!

چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان و

دروغ ازهمه ارزانتر...!

آبروقیمت یك تكه نان...! وچه تخفیف بزرگی خورده ست... قیمت هرانسان!!!
 
خواهرم حجاب تو از همه ی عریانی ها زیبا تر است .بدان که دستهای تو فاخته گان ولایت خورشیدند وهنگامی که ائینه داران عفاف تو از پس کوچه های عصمت می گذرند ٬شفیره ی آشتی فریبا تر در باغچه ی رویا ها خواهد رویید .

خواهرم !رایحه ی گلخانه های نهانی ات را به باد های هرزه مبخش و عطر آسمانی دیدارت را به آیینه های هر جایی مفروش!مگذار سوداگران اندام ٬کالای آسمانی نگاهت را در مغازه ی تماشا حراج کنند وتاجران هوس ٬کنیزکان لبخند تو را به مزایده ی خواجه گان بگذارند !

خواهرم !حجاب تو رنگین تر از نسترن های جهان است وخلسه ای که در غنچه های شرم تو شبنم می ریزد داروی آسمانی ترین رنج های زمینی است .




طبقه بندی: معرفت، بصیرت،
[ سه شنبه 13 تیر 1391 ] [ 17:17 ] [ مهدی دوستدار شهدا ] [ نظرات ]

مرحوم دیلمی از امام صادق (ع) روایت می کند که فرمود: خواندن قرآن از ذکر برتر و ذکر از صدقه بهتر و صدقه از روزه بالاتر و روزه سپری است در مقابل آتش.

در عدة الداعی از امام صادق (ع) روایت شده که می فرماید: هر کس قرآن را در نماز و در حال ایستاده بخواند به هر حرفی صد حسنه برای او ثبت خواهد شد و چنانچه در نماز نشسته بخواند پنجاه حسنه و در غیر نماز با وضو بیست و پنج حسنه و بدون وضو ده حسنه در نامه عملش ثبت خواهد شد.

سپس فرمود: من نمی گویم «المر» یک حرف است بلکه از برای الف آن ده حسنه و لام ده حسنه و میم ده حسنه و راء آن ده حسنه (هر کدام جدا، جدا) نوشته می شود.

در اصول کافی از اسحاق بن عمار روایت شده که می گوید: به امام صادق(ع) گفتم: فدایت شوم من قرآن را حفظ کرده ام آیا خواندن آن از حفظ بهتر است یا از رو خواندن؟

حضرت فرمود: از رو خواندن بهتر است، آیا نمی دانی که نگاه کردن بر روی قرآن عبادت است؟



منبع: آشنایی و انس با قرآن




طبقه بندی: قرآن،
[ یکشنبه 11 تیر 1391 ] [ 23:03 ] [ مهدی دوستدار شهدا ] [ نظرات ]
]
[ یکشنبه 11 تیر 1391 ] [ 14:43 ] [ مهدی دوستدار شهدا ] [ نظرات ]

با وجود تمام ویژگی‌های مفید و غیر قابل انكار حجاب برای بانوان، به ذكر این نكته بسنده می‌كنیم كه حجاب، لذت و شادی معنوی را برای یك بانوی مسلمان به ارمغان می‌آورد.

نمی‌دانید چقدر لذت‌بخش است وقتی وارد مغازه‌ای می‌شوم و می‌پرسم: آقا! این‌ها قیمتش چنده؟

و فروشنده جوابم را نمی‌دهد؛

دوباره می‌پرسم: آقا! این‌ها چنده؟

فروشنده که محو موهای رنگ کرده زن دیگری است، من را اصلاً نمی‌بیند.

باز هم سۆالم بی‌جواب می‌ماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون می‌آیم.

نمی‌دانید چه لذتی دارد وقتی در خیابان و دانشگاه و... راه می‌روید و صد قافله دل، همراه شما نیست...

نمی‌دانید چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم،

دل مردهایی که چشمشان به دنبال خوش‌رنگ‌ترین زن‌هاست را می‌زند.

نمی‌دانید چه لذتی دارد، وقتی شاد و سرخوش، در خیابان قدم می‌زنید؛

در حالی که دغدغه این را ندارید که شاید گوشه‌ای از زیبایی‌هاتان، پاک شده باشد!

و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیک‌ترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایی خود را کنترل کنید؛

و زیبایی از دست رفته‌تان را به صورتتان باز گردانید.

می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید؟

می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی مردهایی که به خیابان می‌آیند تا لذت ببرند، ذره‌ای به تو محل نمی‌گذارند؟

 

می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید؟

می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی کرم قلابِ ماهیگیریِ شیطان برای به دام انداختن مردان شهر نیستید؟

می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی می‌بینی که می‌توانی اطاعت خدایت را بکنی؛ نه اطاعت هوای نفست را؟

می‌دانید؛ واقعاً می‌دانید که چه لذتی دارد وقتی در خیابان راه می‌روید؛

در حالی که یک عروسک متحرک نیستید؛ یک انسان رهگذرید.

واقعاً چه لذتی دارد این حجاب. لذتی وصف ناشدنی...

خدایا؛ لذت حجابم مدام باد...

 




طبقه بندی: معرفت، حکمت، بصیرت،
[ یکشنبه 11 تیر 1391 ] [ 14:22 ] [ مهدی دوستدار شهدا ] [ نظرات ]
شبای جمعه که میشه،دلا بهونه میگیره
هر کی میاد سر یه قبر،ازش نشونه میگیره

یکی سر قبر پدر،یکی کنار مادرش
یکی کنار خواهر و،یکی پیش برادرش


امایه مادرغمگین و آرام،میاد کنار شهید گمنام


***

یه جعبه خرما برای،فاتحه خونی میاره
آروم میاد میشینه و،سر روی سنگش میذاره

میگه تو جای بَچمی،گوش بده به حرفای من
از بس که اینجا اومدم،درد اومده پاهای من

آخر نگفتی کسی رو داری،یاکه مث من بی کس و کاری


***

مگه تو مادر نداری،برای تو گریه کنه
غروب پنجشنبه بیاد،به قبرتو تکیه کنه


غصه نخور من مادرت،منم همیشه یاورت
نمیذارم تنها بشی،مدام میام بالا سرت

 

از تو چه پنهون،یه بچه دارم
چند ساله از اون،خبر ندارم


آخ که دلم برات بگه،از پسرم یه خاطره
موقع جبهه رفتنش،ساعتی که میخواست بره

 

از اون لباس خاکی و،از اون پیام آخرش
هرقدمی میرفت جلو،نگا میکرد پشت سرش


دیگه نیومد،رفت ناپدید شد
چشام به درب،خونه سفید شد…


دیگه از اون روز تا حالا،منتظر زنگ درم
بس که دلم شور میزنه،نصفه شب از خواب میپرم


کاشکی بود و نگاه می کرد،یزید سرش رفت بالا دار
سزای اعمالشو دید،لکه ننگ روزگار

 

من مطمئنم الآن اگر بود،سرگرم شادی از این خبر بود..


***


اون شبی که نشون میداد،صدام چشاشو بسته بود
رفتم تو فکر روزی که،دل مارو شکسته بود

روزایی که نمک میریخت،رو زخم داغ قلب پدرا
داغ برادر میگذاشت،رو جیگر برادراش

 

الحمدلله،دعام اثر کرد
سوی جهنم،عزم سفرکرد…


***

بسه دیگه خسته شدی،دوباره خیلی حرف زدم
با اینکه قول داده بودم،امابازم گریه شدم

خدانگهدار پسرم، فعلا ازت جدا میشم


شاید مسافرم بیاد، زشته تو خونه نباشم


با صد امید و آرزو،مادر مفقود الاثر
بلند شد از کنار قبر،شاید براش بیاد خبر

چند ساله مادر…،کارش همینه…
خبر نداره..،{بچه اش همینه…}


[ پنجشنبه 8 تیر 1391 ] [ 11:54 ] [ مهدی دوستدار شهدا ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام دوستان عزیز این وبلاگ رو با کمک دوستان عزیزم
راه اندازی کردم و هدف از این کار آشنایی و همدلی با سایر
دوستان منتظر ظهور وکسب معرفت دینی و معنوی جهت آمادگی
برای ظهور آقا امام زمان عجل الله وهمچنین گرامیداشت یاد و خاطره
شهدای عزیز ایران اسلامی است
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




فال حافظ






بک لینک , قالب بلاگفا